تبليغاتX
یادداشتهایی از فنلا ند

هنری-اطلاع رسانی

 
شکریه عرفانی       فایقه جواد      معصومه صابری     زهرا حسین زاده      

  مریم ترکمنی                       معصومه خدا نظر 

 

زنان مهاجر افغانستانی در ایران در چند چیز باهم فرق دارند.  اول اینكه از وضعیت های متفاوتی به ایران مهاجر شده اند وضعیت هایی با نسبت های فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی متفاوت. مثلا زنان مناطق روستاهای مركز افغانستان شكل و آداب زندگیشان با زنان مناطق شهری كابل و مزار یا زنان مناطق جنوب و غرب افغانستان خیلی تفاوت دارد؛ و دو دیگر وضعیت فعلی اجتماعی آنها  نیز آنها را از هم متمایز می كند. 

دوشیزگان یخ زده در باد گم شدند 

عاشق شدند و در شب میعاد گم شدند 

فائقه جوادمهاجر
 

خبری نیست، جز اینكه 

زنی با روسری رسوا  

بر زمین می خورد 

و می گوید من حوا نیستم  

من پیراهن هایم را می شمارم و از خود می پرسم 

آیا من حوایم...

گروهی اینجا از مواهب و امكانات بهتر زندگی برخوردار شده اند و گروهی اصلا نه.  بعضى به اجتماعات فرهنگی جمهوری اسلامی مثل دانشگاه ها، فرهنگسراها و مراكز آموزشی راه یافته اند. بعضى ديگر به خاطر شكل متفاوت اقامت از لحاظ  پناهندگی، مهاجرت یا حضور غیر قانونی در ایران شايد حتى به مدرسه راه پيدا نکرده اند. با این وجود همه این جمعیت متنوع در چند چیز مشتركند.

 

اول این كه علیرغم این كه در ایران زندگی می كنند هیچ وقت نتوانسته اند در فضای اجتماعی ایران حل شوند یا خود را جزئی از این محیط بدانند و اغلب مناسباتشان درون قومی است و بیشتر باهمدیگر سروكار دارند.  حداقل می شود گفت تا این اواخر همین طور بوده است. حتی برخورد آنها با محیط میزبان نیز با جبهه گیری و تعصب همراه بوده است.  

نوستالژی وطن بخصوص بخاطر سال ها دوری و شناخت غیر دقیق از وطن- وطنى که  برای آنها كاملا انتزاعی بوده است- همیشه در بین این زنان تب داغی داشته است.

از جانبی جبهه گیری و شكایت آنها در برابر فرهنگ و جامعه ایرانی نیز خودش به نوعی رواج و رسم تبدیل شده است.

به همین دلایل آنها علیرغم همه تفاوت هایشان در مقابل جامعه ایرانی كنش های مشتركی داشته اند. به ندرت كسی از آنها ( جدای از قوانین دولتی و سنتی افغانی ) در ایران شاغل شده اند و به این جهات اکثرا تودار، درونگرا و پرخاشگر به نظر می آیند.

|+| نوشته شده توسط دیدار در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 12:28 بعد از ظهر |